جهان بر بد‌ اندیش تنگ آوریم!

      
به یاد شیخ اجل سعدی شیرازی، آموزگار سخن؛
به نظر می رسد نسبت ما با زبان فارسی غیر از رابطه ای است که با تخت جمشید به مثابه یک میراث فرهنگی داریم. زبان تنها وسیله ی  انتقال پیام و مکالمه ی هرروزی نیست که بتوان با آن همچون ابژه ای تاریخی مواجه شد.
کد خبر: ۹۳۰۲
۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۱ | ۱۷:۴۳
نویسنده : محمد‌حسین نظری

رسانه تحلیلی تصویری بهمن، گروه فرهنگ و اندیشه-محمدحسین نظری: اول اردیبهشت روز بزرگداشت نام و یاد سعدی، آموزگار زبان فارسی است. هم او که به نظم، فارسی را قوام بخشید و آشفتگی های آن را بسامان کرد و سیاست و حکمت را به میان مردم آورد.

 

اما بسیار شنیده ایم که زبان فارسی را باید ارج نهاد و در حفظ و حراست از آن کوشید، حالی که کمتر می دانیم چرا باید چنین کرد؟ آیا پاسداشت زبان فارسی چیزی مثل حفظ و حراست از آثار باستانی و ظرف و سفالهای قدیمی است؟ هر ایرانی از مفقودی شیردال و  تخریب تخت جمشید غمگین می شود، اما اگر آسیب به زبان فارسی از این سنخ باشد، این مقدار تاکید بر حفظ و حراست از آن چه وجهی دارد؟

 

به نظر می رسد نسبت ما با زبان فارسی غیر از رابطه ای است که با تخت جمشید به مثابه یک میراث فرهنگی داریم. زبان تنها وسیله ی  انتقال پیام و مکالمه ی هرروزی نیست که بتوان با آن همچون ابژه ای تاریخی مواجه شد، چه اگر چنین بود خیلی تفاوت نمی کرد ما به زبان عربی یا هندی و یا انگلیسی و آلمانی سخن می گفتیم. مرحوم غلامحسین یوسفی، ادیب و استاد ادبیات فارسی در ضمن مقاله ای با عنوان «زبان فارسی، بنیاد فکر و فرهنگ ما»، عباراتی دارد که تامل در آن، شان زبان و به تبع آن اهمیت پاسداشت زبان فارسی را روشن می کند. یوسفی نوشته است که «زبان وسیله اندیشیدن است. مردمی که زبانی پرمایه و توانا ندارند از فکر بارور و زنده و آفریننده بی بهره اند. بنابرابن هر قدر در تقویت این بنیان مهم زندگی غفلت شود، در پرورش فکر مردم سهل انگاری شده است.» او نتیجه می گیرد که پس «حاصل پریشان فکری بی گمان پریشان گویی است.» از اینجا روشن می شود که زبان قوام فکر و فرهنگ است. چنانکه سعدی و حافظ و رومی و ابن سینا و صدرالمتالهین و شیخ اشراق و دیگر بزرگان علم و ادب، در دوره ی قوام زبان فارسی ظهور کردند و نام و آوازه یافتند و البته خود نیز قوام بخش آن بودند. و باز به خاطر همین قوت زبان ایشان بود که تا امروز یاد و نام و آثار و آرای ایشان باقی و موثر مانده است.

 

پس اگر زبان آینه ی فکر و فرهنگ است، چه عجب که امروز در کار فکر و فرهنگ ما گره ها افتاده و آشفتگی ها پیدا شده است؟ در عصر و زمانه ای که به معنی و حقایق کلام چندان توجه نمی شود و مادامی که زبان ما ویران است، چطور می توان فکر و فرهنگ را سامان داد و از آشفتگی و تشویش خلاص شد؟ اینکه گفته اند «زبان خانه ی وجود است» بیش از هر چیز می خواهد بگوید که نسبت میان انسان و زبان، نه نسبتی صوری و قالبی، بلکه یک نسبت وجودی و اصیل است. لذا اگر کسانی ما را به حفظ و حراست از زبان فارسی توصیه می کنند، این نه یعنی پاسداری از یک شی تاریخی بیرونی، بلکه حفظ فکر و انسان ایرانی در میان است.

نظرات بینندگان
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب‌سایت منتشر خواهد شد
* متن پیام:
نام و نام خانوادگی:
ایمیل:
پیشنهاد سردبیر