جهان بر بد‌ اندیش تنگ آوریم!

      
چرا توییت‌های اخیر علی باقری کارکردی که باید را ندارد
علی باقری به قدرتی که «اقناع ملی» میتواند داشته باشد، واقف است با این وجود عجیب است که در طول مدت مذاکرات چرا به این مهم تقریبا هیچ التفاتی نکرد.
کد خبر: ۱۲۷۹۶
۲۸ خرداد ۱۴۰۱ | ۱۹:۴۵

رسانه  تصویری تحلیلی بهمن،گروه سیاست _ محمد دائی رضایی : در چند روز گذشته شاهد این بودیم که در صفحه ی رسمی معاون سیاسی وزیر امور خارجه در توییتر ، توییت های متعددی انتشار یافت. یکمرتبه در طول سه دقیقه پس از مدتها سکوت، هفت توییت پر ابهام فضای صفحه ایشان را پر کرد. این توییت ها در واقع همان سخنرانی بود که ایشان در اجلاسیه کانون دانشگاهیان ایران اسلامی که در دانشگاه تهران برگزار شده بود، ایراد کرده بودند. این امر بدیهی است که تیم مذاکره کننده فعلی در مقایسه ی با تیم مذاکره کننده قبلی حاضر به حصول توافق به هر قیمتی نیست. با رجوع به مواضع و سابقه ی علی باقری این امر قابل پیش بینی بود . نگاهی واقع گرایانه با پشتیبانی آرمان های مشخص در نگاه ایشان به فضای سیاست خارجی مشهود بوده است.

علی باقری در مواجهه با افکار عمومی

از بین هفت توییتی که ایشان زده بودند، توییت آخرشان که با عبارت «اقناع ملی» شروع می­شد و از آن به عنوان یکی از سه عامل پیروزی در مذاکرات یاد می شد، گویای این نکته است که خود ایشان به قدرتی که «اقناع ملی» میتواند داشته باشد، واقف اند. با این وجود حتی در داخل همین هفت توییت هم اثری از اقناع وجود نداشت و منجر به ابهام و تفسیر به رائ های فراوانی شد. این توییتها نه تنها به روشن شدن روند مذاکرات و تبیین آن برای اقشار جامعه کمکی نکرد بلکه به سردرگمی بیشتر جامعه انجامید. اما یکی از نقد های وارد در روند مذاکرات عدم اقناع افکار عمومی در این فرایند است.

 

عدم اقناع نیروهای همفکر

عدم اقناع حتی صدای برخی نمایندگان مجلس همچون نبویان و خزریان را هم درآورد. آنها به شدت از تیم مذاکراتی در نطق­ میان دستور انتقاد کرده و در انتقادات خود مبنا را برمتنی ­گذاشتند که آن را از طریقی به جز تیم مذاکره کننده به دست آورده بودند. این عدم اقناع باعث شد تا 250 نماینده مجلس با استناد به همان متن غیر­رسمی به رئیس جمهور نامه­ای بزنند و به وی درباره عبور از خطوط قرمز هشدار دهند. پس از این نامه ابراهیم رئیسی عنوان کرد که خطوط قرمز رعایت خواهد شد. اگر اقناع نمایندگان صورت می­گرفت نه نبویان و خزریان براساس منبعی غیر رسمی به تیم مذاکراتی می­تاختند و نه رئیس جمهور مجبور می­شد در برابر این هجمه­ها واکنش نشان دهد.

 

تجربه تلخ ادوار گذشته

این عدم اقناع توسط باقری کنی درحالی صورت می­گیرد که وی تجربه تلخ عدم اقناع در دوره­ای که جلیلی رئیس تیم مذاکراتی بود را نیز داشته­ است. همین مسئله منجر به سردرگمی مردم در انتخابات سال 1392 شد. بنابراین روحانی و ولایتی در تیمی مشترک بر این سردرگمی مردم که ناشی از عدم اقناع بود، سوار شدند و به روند مذاکراتی که جلیلی مسئولش بود، حمله کردند. تا حدی می­توان یکی از دلایل رائ آوردن روحانی در سال 92 را به همین مسئله و جمله شعاری وی ربط داد که می­گفت: «هم چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد و هم چرخ زندگی مردم».

 

عدم مهندسی زمین بازی

در طول این مدت ما با یک خلاء اطلاع رسانی از سوی تیم سیاست خارجی مواجه بودیم. در این فضا قهراً افکار عمومی اطلاعات خود درباره مذاکرات را از سخنان خبرنگارانی خارجی چون لارنس نورمن (خبرنگار نشریه وال استریت ژورنال ) دریافت می کرد . به جز اشخاص رسانه­ای کسانی مانند اولیانف (نماینده تیم روسیه در مذاکرات) نیز جای خالی نمایدگان ایران را در این فضای خالی پر کردند. در این شرایط خبرهایی کلی و محدود از روند مذاکرات بیرون می­آمد. البته میزان صحت این اخبار نیز مورد تردید بود. معلوم نبود این اخباری که درز پیدا می­کرد در راستای جنگ ادراکی-شناختی با ایران است یا واقعیت موجود در فضای سیاست خارجی. افکار عمومی از ایشان  انتظار دارند که بعد از گذشت ماه ها یک گزارش کار درباره روند مذاکرات، گیر و گرفت­های پیش آمده و مباحث دیگر ارائه دهند.

 

اقناع حداقلی در برابر شانتاژ حداکثری

در توئیتی دیگر ایشان نوشته بودند «ایران اجازه نخواهد داد صهیونیست­ها با بازی شانتاژ حداکثری ایران هراسی را مشروعیت بخشد». آنچه زمین بازی را به نفع شانتاژ صهیونیست­ها تغییر می دهد، نه تنها عدم شفافیت در زمینه مذاکرات بلکه عدم اهتمام به طراحی این فضا به صورت ایجابی است. در فضای درگیری نیروها ، عدم برنامه ریزی مشخص نیروی الف مساوی با جایگزینی طرح نیروی ب و مسلط شدن آن است. همانطور که مشخص است روند مذاکرات با سیاست های رسمی نظام در تعارض نیست. اما کوشش در زمین عینی تنها محل مبارزه نیست. فضای بین الاذهانی هم یکی از مهمترین میدان های مبارزه است. باتوجه به تجربه تلخ برجام و اثبات بدعهدی آمریکا در گذشته، تیم سیاست خارجی پای منافع عالی و دراز مدت نظام ایستاده­اند. در این دوره منافع ملی قربانی زمان و منافع کوتاه مدت نشده است. با این وجود همانطور که به آن اشاره شد، عدم اقناع افکار عمومی از نقاط ضعف تیم علی باقری است که به آسانی می شود آن را به نقطه قوت تبدیل کرد. باید آفندهای رسانه ای طرف غربی-صهیونیستی را با پدافندهای قوی پاسخ داد و زمین بازی را عوض کرد.

نظرات بینندگان
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب‌سایت منتشر خواهد شد
* متن پیام:
نام و نام خانوادگی:
ایمیل:
ناشناس
۱۴:۲۵ - ۱۴۰۱/۰۳/۳۱
سلام . چقدر خوبه
پیشنهاد سردبیر